تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
خدا قبول کنه. . . . . . . . . .

خوبه اینا رفتن من که امسال  هیچ جا نرفتم

عاشورا

 

عاشورا3

 

 

ظهر عاشورا خیابان ظفر

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 10 Mar 2007 و ساعت 1:28 بعد از ظهر |



کج شدن برج میلاد:
اگر چه این قضیه‌ی برج میلاد در آستانه نوروز 74 منشاء مطبوعاتی دارد اما در اینترنت نیز به دلیل انعکاس آن در سایت روزنامه شرق در همان ساعت‌های اولیه به ویژه از سوی برخی سایت‌ها و وبلاگ‌های خارج از کشور که از قضیه‌ی شوخی نوروزی شرق اطلاع نداشتند و به محتوای طنزآمیز آن دقت نکرده بودند با واکنش‌های بعضاً تند سیاسی علیه بی‌کفایتی مسؤولین نظام ایران مواجه شد! چون چند روزی نیز به نوروز مانده بود، این شبهه برای افراد بیشتر به وجود می‌آمد که خبر واقعی است. اتکای مطلق به اینترنت و در واقع روزنه‌ی شیشه‌ای مانیتور به عنوان تنها منبع خبرگیری نیز از آسیب‌های جدی یک رسانه به شمار می‌رود.



اعدام انقلابی!:
مدتی پیش تصویر این نامه در برخی از سایت‌ها و وبلاگ‌ها منتشر شد و طبق معمول! برخی آن را باور کرده و در وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های خود به آن اشاره کردند. در این نامه، متنی آمده مبنی بر ماموریت دادن فلاحیان وزیر اسبق اطلاعات به محمود احمدی‌نژاد برای اعدام انقلابی جمعی از زندانیان. جعلی بودن نثر آن که از اساس مشخص است. بعد هم نامه‌های اداری در آن تاریخ معمولاً با ماشین‌تحریر تایپ می‌شد اما این نامه فونتش «زر سیاه» است و مربوط به تایپ کامپیوتری است. یعنی در آن تاریخ نرم‌افزارهای فارسی موسوم به نشر رومیزی نظیر زرنگار با این گستردگی وجود نداشت و بعد از آن سال بود که نشر رومیزی کامپیوتری و فارسی توسعه یافت. گذشته از آن اصلاً چه کسی در ایران می‌داند «فرماندهی محترم جنگ‌های نامنظم»! چه صیغه‌ای است و چه سمتی است!؟ اصلاً آن 702 نفر قبلی (و آن 4۶۰ یا 260 نفر!؟) چه کسانی بوده‌اند که این حجم وسیع اعدام در آن سال هیچ سابقه‌ای و سر و صدایی نداشته است!؟ این یکی از ناشیانه‌ترین هوکس‌های بررسی شده بود.




نامه‌‌های عمر و یزدگرد:
نامه‌های موسوم به نامه‌های عمر و یزدگرد سوم که در مدت‌‌های اخیر بارها در سایت‌های مختلف و با ورژن‌های نوشتاری مختلف نیز بارها دست به دست و ای‌میل به ای‌میل! گشته از آن نوع هوکس‌های مشهور مدت‌های اخیر به شمار می‌رود. غیر از جعلی بودن متن نامه‌ها که اینجا به آن اشاره شده، به طور کلی وجود چنین نامه‌های در موزه‌ی لندن هرگز تایید نشده است.



تصویر برخورد موشک حزب‌الله به ناو اسرائیلی:
در پی وقوع جنگ اخیر اسرائیل و لبنان سایت‌های مختلف خبری مشتاق درج هر نوع اخبار تازه از درگیری‌ها بودند. در این التهاب رسانه‌ای، سایت «انجمن دفاع از مقاومت اسلامی لبنان و فلسطین» که سایت فارسی و رسمی حزب‌الله لبنان به شمار می‌رود عکسی را با عنوان صحنه برخورد موشک‌های حزب‌الله به ناوچه اسرائیلی منتشر کرد که در آن لحظات به دلیل التهابات جنگ باورپذیر می‌نمود و در ده‌ها سایت و حتی برخی نشریات این عکس منتشر شد.
فقط کمتر کسی در آن روزها از خود سوال کرد این عکس که از زاویه‌ی یک هلی‌کوپتر (هلی‌کوپتر چه کسی؟ حزب‌الله!؟) گرفته شده با آن شکار لحظه‌ی تر و تمیز از لحظه‌ی انفجار توسط چه کسی گرفته شده و اگر هم توسط خود نیروهای نظامی اسرائیل یا خبرنگاران آن گرفته شده چگونه با این سرعت به دست این سایت رسیده است؟
مدتی بعد مشخص می‌شود که عکس مربوط به سال 1998 و از یک سایت استرالیایی در زمینه صنایع دفاعی با عنوان Defense Industry Daily برداشته شده است. منبع اصلی عکس
در این مطلب، خبر صحیح بوده و عکس نابجا و یا در حیطه‌ی جنگ روانی و تبلیغاتی استفاده شده و با وجود کشف منبع این عکس، سایت مذکور همان مطلب را تا این تاریخ و با همان تیتر حفظ کرده است.(تصحیح می‌شود: دقیقاً همین امروز آن عکس را از گزارش‌های تصویری بدون هیچ توضیحی برداشتند. کش گوگل ). اشاره مجدد: روز بعد کش گوگل تازه شده و دیگر نمایش داده نمی‌شود. کسانی که این مطلب را همان روز اول خوانده باشند آن را مشاهده کرده‌اند. عجب قایم «موشک»بازی شد!؟



تهران شهر ماهواره‌ها:
مدتی این عکس نیز به عنوان عکسی از تهران که پشت‌بام‌های آن را انبوهی از دیش‌های ماهواره پوشانده در سایت‌ها و حتی برخی مطبوعات دیده می‌شد. در نگاه اول به خاطر بافت ساختمان‌ها به نظر می‌رسد واقعاً تهران باشد اما عکس ظاهراً تصویر شهری در لبنان است.
خود عکس واقعی است. خبر غیرواقعی ضمیمه و تیتر آن این گونه القا کرده که اینجا زاویه‌ای از تهران است.

اینترنت در ایران برای همیشه قطع می‌شود!:
چند سال پیش یک نفر (فرض کنید نویسنده همین وبلاگ!) مطلب طنزی نوشت با عنوان: «اینترنت در ایران برای همیشه قطع می‌شود!» در این مطلب به مصاحبه‌ای خیالی با دکتر معتمدی وزیر سابق ارتباطات اشاره شده که در آن به طنز عنوان شده بود به خاطر بعضی آسیب‌ها اینترنت را در ایران قطع کرده و تمامی سرویس‌دهنده‌ها را جمع‌ می‌کنیم. چند روز بعد یکی از سایت‌ها با حذف جمله آخر که بر خیالی بودن این مصاحبه تاکید کرده عین همان مطلب را با این تیتر منتشر نمود: «جمهوری اسلامی طرحی را برای بستن تمامی مراکز خدماتی اینترنتی در دستور کار قرار داده است»! پس از آن برخی سایت‌های دیگر خبری و سیاسی این مطلب را با آب و تاب بیشتر منعکس کرده و تحلیل‌هایی نیز در این رابطه ارائه دادند .
در اینجا هوکس و خدعه‌ای در کار نبوده بلکه یک مطلب طنز موجب شده تا این گمان واقعی بودن ایجاد شود و نشر آن توسط یک پایگاه خبری و استفاده‌ی سیاسی از آن، جنبه‌ی طنزآمیز بودنش را از بین برده و جدی نمایش داده است.


یک مثال دیگر:
حال اگر محض مزاح یک خبر این گونه و به نحوی حرفه‌ای تنظیم شود و به دست‌تان برسد یا در یک سایت خبری یا یک وبلاگ بخوانید چه واکنشی به آن خواهید داشت و وقتی خبر گسترش یابد اصلاً از کجا خواهید فهمید که اصولاً چنین اتفاقی نیفتاده است!؟ (توضیح این که تمام اینها غیرواقعی و من‌درآوردی است! لطفاً جدی نگیرید!):


گفتگوی مهم تلفنی احمدی‌نژاد و مرکل:

«به نقل از یک منبع موثق در ریاست جمهوری، آقای احمدی‌نژاد صبح روز گذشته حدود یک ساعت با خانم آنجلا مرکل صدراعظم آلمان گفتگوی تلفنی دوستانه‌ای داشت. این منبع که نخواست نامش فاش شود گفت: خانم مرکل ضمن قدردانی از نامه‌ی آقای احمدی‌نژاد اظهار داشته از وی به طور رسمی جهت دیدار در آلمان دعوت به عمل خواهد آورد.
وی گفت: رئیس جمهور نیز ابراز امیدواری کرد که روابط فیمابین در این دیدار بهبود یابد. آقای احمدی‌نژاد ضمن اشاره به روابط تاریخی ایران و آلمان و انتقاد از سیاست‌های آمریکا و انگلیس، نقش مستقل آلمان در اروپا و جامعه‌ی ملل را ستود و گفت آلمان همیشه مهم‌ترین شریک تجاری ایران بوده و امیدواریم بدون فشار قدرت‌های بزرگ این همکاری‌ها ادامه یافته و گسترده‌تر شود.
این منبع افزود: صدراعظم آلمان در این گفتگو نسبت به شراکت در برنامه‌های هسته‌ای ایران ابراز تمایل کرده و اظهار داشته که آلمان آمادگی دارد در این زمینه با ایران همکاری کامل نماید.
به نظر می‌رسد برخی کشورهای اروپایی بدون توجه به موقعیت ایران در آستانه‌ی تحریم قصد دارند روابط غیرعلنی و تجاری خود با ایران را همچنان دنبال کنند».
در پایان آقای احمدی‌نژاد ضمن انتقاد از چاقی خانم مرکل وی را به کم کردن وزن تشویق کرد!
با کمی عکس و رنگ و لعاب کمتر کسی متوجه می‌شود که متن این خبر به کلی ساختگی است. عصر انفجار اطلاعات و رشد انواع رسانه‌های بومی و مدرن از این مکافات‌ها نیز دارد! که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی...

ماکیاولیسم خبری:
شاید بعضی از اینها در طبقه‌ی هوکس‌ها قرار نگیرند و همان ترفند یا خدعه‌ی هدفمند یا جنگ روانی مد نظر سازندگان آنها باشد. یعنی نوعی منافع خاص تبلیغی و سیاسی حتی برای دیگران به وجود آورد. برخی شبکه‌های ماهواره‌ای فارسی‌زبان کلیپ‌هایی با مضامین سیاسی پخش می‌کنند که در آن از تصاویر مشهور اعدام باند موسوم به کرکس‌ها که علاوه بر قتل و تجاوز خانواده‌های بسیاری را داغدار کرده بودند با عنوان اعدام آزادیخواهان و مبارزان ایران استفاده می‌کنند که به طور مطلق عملی اشتباه است. یا عکس مشهور صحنه اعدام افرادی که به کودکی تجاوز کرده بوده و تحت عناوینی نظیر حمایت از همجنسگرایان در مورد آن تبلیغ می‌شود و روی این گونه عکس‌ها و اخبار که واقعیت آن چیز دیگری است مانور داده می‌شود.
اینجا این واقعیت وجود دارد که مخاطبینی که در داخل ایران از اصل ماجرا خبر دارند نسبت به پیام آن رسانه حداقل در ذهن‌شان بازخورد منفی نشان می‌دهند و خودبه‌خود نوعی بی‌اعتمادی به آن رسانه در ذهن‌شان نقش می‌بندد حتی اگر آن را عنوان نکنند و حتی اگر موافق نظریات و سیاست‌های آنان باشند. این در کوتاه‌مدت آنان را به سمت رسانه‌های رقیب خواهد کشاند. رسانه‌های مختلف به ویژه سایت‌های خبری اینترنتی گاهی به دام این «سیاهچاله‌های اینترنتی» می‌افتند و سایتی اطلاع‌رسانی که هر خبری را تنها به دلیل مطابقت با منافع خود منعکس می‌کند استعداد بیشتری برای افتادن به این سیاهچاله‌ها و پایین آمدن اعتبار دارد.
سوال این است که ما تا چه حد مجازیم که از ناآگاهی انبوه مخاطبین خود استفاده کنیم و بعد تکلیف این نقیضه یا پارادوکس که مخاطب را با اخبار جعلی درگیر می‌کنیم و بعد کشف می‌شود که ماجرا در اصل چیز دیگری بوده و انواع و اقسام بهتان‌ها نیز به افراد بسته می‌شود، چگونه جبران می‌شود و آیا «هدف وسیله را توجیه می‌کند» می‌تواند جای سلامت خبری و انعکاس بی‌طرفانه و واقعی اخبار را بگیرد یا خیر؟ پاسخ به این سوال را کارشناسان رسانه‌های مختلف و خود مدیران این رسانه‌ها باید بدهند.


پیشنهادهایی به مدیران سایت‌های خبری در این زمینه:
1- دانش فنی خود را در زمینه‌ی وب و نرم‌افزارهای مختلف به ویژه نرم‌افزارهای گرافیکی بهبود بخشید.
2- به عکس‌ها و مطالبی که ماهیتاً حاوی یک مضمون جنجالی به ویژه در مورد شخصیت‌ها و افراد یا اخبار سیاسی و مسائل روز مخصوصاً مسائل سیاسی و مذهبی هستند و توسط افراد دیگری خارج از تیم عکاسی یا گزارش شما به دست‌تان می‌رسد، شک کنید و تا از صحت آن اطمینان نیافته‌اید از درج یا لینک دادن به آن خودداری کنید.
3- از مشاوره فنی و محتوایی کارشناسان وب، ادبیات و سایر رشته‌ها بهره بگیرید. در صورت نیاز و ضرورت درج یک خبر داغ (و البته مشکوک!)، حتماً پیش از درج خبر این کار را در اولویت قرار دهید. حتی می‌توانید از تجارب و مشاهدات وبلاگ‌نویسان و افراد باتجربه در عرصه‌ی اینترنت ایرانی که با اسامی و افراد و وقایع بیشتری آشنا هستند و یا رویدادهای سطح نت را رصد و مانیتورینگ می‌کنند بهره بگیرید.
4- همیشه به یاد داشته باشید که می‌توان یک عکس را به نحوی دستکاری کرد که تشخیص آن از واقعیت حتی برای کارشناس‌ترین افراد نیز دشوار باشد. بنابر این به تحلیل اجتماعی و سیاسی خبر و عکس و رخدادهای روز و ارتباط آن با عکس بیشتر دقت کنید.
5- بیشترین ترفندها در مورد مسائل روز اتفاق می‌افتد. این مسائل ممکن است جنبه‌های گوناگون سیاسی و مذهبی و اجتماعی داشته باشند. حتی ممکن است وقایع تاریخی گذشته نیز به نوعی با مسائل روز پیوند خورده و موضوع را قابل باور نشان دهد و یا مطلب مورد نظر تنها نوعی طنز باشد.
6 - اعتماد مخاطبین و انصاف را فدای تبلیغات زودگذر یا منافع و دیدگاه‌های سیاسی خاص نکنید. این شیوه‌ها کهنه و مطرود است و به دروغ‌پردازی تعبیر می‌شود. «افشاگری» در ادبیات رسانه‌ای و سیاسی ما بد تعریف شده و به تعریفی دوباره و سالم در جهت روشن‌گری عامه‌ی مردم نیاز دارد. بسیاری از هوکس‌های سیاسی از این اشتیاق رسانه‌ها برای کسب اخبار و گزارش‌های داغ و مثلاً افشاگرانه استفاده می‌کنند و با آشکار شدن واقعیت، این صاحبان آن رسانه‌ها هستند که لطمه می‌بینند.
6- بیشترین خطاها و به دام هوکس افتادن‌ها توسط رسانه‌های ایرانی خارج از کشور با رویکرد افراطی به مسائل صورت می‌گیرد. تا از صحت یک خبر یا عکس و اثرات آن مطمئن نشده‌اید، اعتبار رسانه‌ی خود را مخدوش نکنید. به ویژه در زمینه‌ی نام اشخاص و نام مکان‌ها دقت داشته باشید. بر وبلاگ‌ها و سایت‌های شخصی این خطاها حرجی نیست ولی وقتی تیمی با عنوان یک خبرگزاری یا پایگاه خبری به منبع نشر اخبار غیرواقعی مبدل شود به تدریج اعتبار خود را از دست می‌دهد.
7- اگر متوجه شدید محتوای یک خبر یا یک عکس خاص صحت نداشته و نوعی ترفند است، بلافاصله در صفحه‌ی همان خبر و بهتر است که در بالای آن، توضیح ضروری را قید کنید. این موجب جلب اعتماد و احترام بیشتر مخاطب به سایت شما خواهد شد.
8- ترفندهای هدفمند و تحریف واقعیت برای منافع سیاسی نیز هیچ گاه جای سلامت خبری و اطلاع‌رسانی سالم و اگر هم شد لحن غیرجانبدارانه را نمی‌گیرند. به تجربه ثابت شده است که پایدارترین و موفق‌ترین و قابل اعتمادترین رسانه‌ها همین رسانه‌هایی هستند که اگر چه در ظاهر لحن محترمانه و بی‌طرفانه‌ای هم دارند اما هوشمندانه سیاست‌های خود را نیز دنبال می‌کنند و موجب جلب مخاطبین بیشتر می‌شوند.

○ امید که این مطلب بلند به کار مدیران سایت‌های مختلف خبری به ویژه کسانی که سایت جدیدی با فعالیت اطلاع‌رسانی می‌سازند، بیاید. خطاها اجتناب‌ناپذیر هستند اما گاهی درج یک خبر یا عکس موقعیت‌های دشواری نظیر سؤتفاهم و جنجال و بحران به وجود می‌آورد که رسانه‌ها را ناگزیر از پاسخگویی یا تبعات آن و حتی به برخوردهای قضایی می‌کشاند که به دلیل پیچیدگی فنی و محتوایی ذاتی اینترنت و توسعه‌نیافتگی آن در ایران قضاوت در این مورد را دشوارتر می‌کند.

خوب دوستان همونطور که گفتم این مقاله برگرفته از سایت " نقطه ته خط " بود . اگر دوستان در موارد مشابه هم مطلبی دارند لطفا در اینجا قرار بدند تا منبع خوبی برای تمیز دادن دروغ از واقعیت باشه.
ممنون.

  فرهنگ سازی کنیم

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 10 Mar 2007 و ساعت 1:26 بعد از ظهر |
هنر نمایی
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 10 Mar 2007 و ساعت 1:12 بعد از ظهر |
باسلام و روز بخیر خدمت دوستان عزیزم

اینم نرم افزار Awave Studio 9.1 به همراه آموزش و توضیحات کلیدی برنامه سمپل سازی

   دوستان  برای دانلود نرم افزار و یا قسمت آموزشی برنامه از لینکهای زیر استفاده کنید

 

       دانلود نرم افزار AwaveStudio 9.1          آموزش نرم افزار Awave Studio 9.1

 

دوستان البته باید بگم حجم این نرم افزار حدود ۳.۳۸ مگابایت اونم تازه زیپ شدش . ولی

خوب ارزش داره چون نخسه اصلی ... باور کنید نخسه ۱۰ این نرم افزار رو هم داشتم ولی

چون نخسه مدت دار بود و خیلی از کارارو که بعد بهش نیاز پیدا میکند رو انجام نمیداد به

همین دلیل نزاشتم ... چون میخواید کلی وقت بزارید دانلود کنید .......!!

منت نمیزارم به خدا ولی انتظار دارم شما حداقل منت بزارین و نظرات خودتونو  در مورد

این پست و این وبلاگ برام بزارین ... ببینید چقدر دارم میگم ..

نظر از شما .......   ( سمپل / ریتم / صدا / آکورد /برنامه/ آموزش / سونگ / و....... از من 

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 10 Mar 2007 و ساعت 1:3 بعد از ظهر |
بعد از اتمام جام جهانی بد نیست که عکس بازیکنان فوتبال با خانومهاشون یا تنها خانوماشونو تماشاکنید.

۱- خانم اشتی کول                                         ۲- خانم زیدان

۳- خانم بارتز                                                   ۴-بابابزرگ ومامان بزرگ ایران

۵- دل پیرو وبانو                                               ۶-ویکتوریا و دوید بکام

۷-   اولیور کان وهمسر محترمه                        ۸- فیگو وبانو

۹-ندود وخانم                                                  ۱۰-ترزگه باخانم

۱۱-  ویکتوریا در ورزشگاه                                 ۱۲-عکس فوتبالی

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 10 Mar 2007 و ساعت 1:0 بعد از ظهر |

هو العالم

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش  ***   وه که بس بی خبر از غلغل چندین جرسی

دو ، سه روز پیش روز انتخابات بود من یک رای اولی بودم که واسه بار اول رای دادم و همه کلی گفتند دیگه به بلوغ سیاسی رسیدی .اول می خواستم از اولش بگم از اینکه جایی رفتم واسه رای دادن که مسئول اخذ رایش یکی بود که یکی از عوامل از هم پاشیدن خلاقیتمون بود ،یکی که همیشه سعی می کنم ببخشمش اما نمی دونم آیا همه می تونند ببخشنش؟آره اون اقای فاضل بود. می خواستم مفصلا بگم که بهم گیر داد که مطمئن بشه 15 سالم کامله و بهم اتهام زدند که عکسم رو منگنه کردم و یه مهرم از یه جا پیدا کردم زدم پاش(یعنی اینقدر این انتخابات مهم بود که من به خاطرش این کار رو بکنم؟)می خواستم بگم که اسم بابای اون کسی که حتی وقتی نگاه اسمش هم می کردم به سختی می تونستم خودمو کنترل کنم که خیلی اتفاقها نیفته "پالون"است.می خواستم از شبش بگم که برای پیدا کردن یه جا که دوستم اونجا رای بده 3-4 بار یه مسیر رو دویدم و کلی چیزها از نگاهها و غر غر ها گرفته تا سد معبر کردنها رو تحمل کردم فقط برای یه رای ،می خواستم از مشغولیت فکری بگم که یک هفته است تو وجودمه واسه اینکه در برابر رایی که می دهم مسئولم و رای ندادنم هم برابره با خیلی چیزهای دیگه ،می خواستم از شیرینی خریدن دوستم به مناسبت رای اولی بودنم بگم و می خواستم.........آره خیلی چیزها بود که دلم می خواست مفصلا بیان کنم اما وقتی داشتم بهشون فکر می کدم به چیزهای مهمتری رسیدم و تصمیم گرفتم ب جای فکر به خیلی چیزهای جزیی کلی تر فکر کنم.

آره من واسه بار اول رای دادم.من به بلوغ سیاسی رسیدم یک اولین دیگر در دفتر زندگم ورق خورد .و بازم مثل همیشه من رو گذاشت با کلی فکر .وقتی نگاه می کنم میبینم چقدر اولین،چقدر بلوغ تو زندگیم هست اولین روز زندگی اولین  روز مدرسه ،بلوغ مذهبی و دینی ، اولین فعالیت فرهنگی،بلوغ فکری،بلوغ رو حی ،اولین مدرک تحصیلی ، عکس دار شدن شناسنامه(بلوغ سیاسی)،اولین تجربه مدیریت،اولین تجربه عشقی (؟)،اولین عهد....

بلوغ قانونی و.......... و پس از رسیدن به هر کدوم از این اولین ها کلی فکر کردم به اینکه حالا باید چیکار کنم؟؟؟

حالا که ب اینجا رسیدم باید چیکار کنم؟اعتراف می کنم اغلب جاها خودمرو خیلی عقب دیدم خیلیییییی و خوب بعضی جاها هم وقتی با خیلی ها خودمرو مقایسه کدم به این رسیدم که خیلی خوب پیش رفتم اما اصل اینه که باید هدف زندگی رو درک کرد ،فرصت کمه خیلی کم و ما باید شتاب کنیم باید سریع بریم پس مسیر رو باید شناخت

هر اولین هشدار دهنده ایست بر اینکه یک فرصت دیگر هم رفت آره به قول حافظ:" کاروان رفت و تو در خواب وبیابان درپیش؟کی روی ره زکه پرسی؟چه کنی چون باشی؟ "درست یادم نیست کی اما یه وقتی هدف رو شناختم و راه رسیدن بهش رو درک کردم راه رسین به سر منزل مقصود توی یه جمله،یه کلمه است((انسان بودن))اینه راهش خوشحال بودم چون مسیر رو شناخته بودم و اطمینان داشتم درسته و میدیدم مهم منم این منم که باید انسان باشم اما اینو نمی دونستم که چقدر سخته ،آره انسان بودن سخته خیلی هم سخته و حالا بعد از گذشتن فکر کنم حدوا یکسال و نیم اینبار با اطمینان بیشتر و ایمان کامل تر میگم راه انسان بودنه اما حال یه سوال دارم:با این همه سختی با این همه مشکل با این همه مانع و دست انداز و خطر بر سر راه می توان باز هم انسان بود؟؟؟یه زمانی به این رسیدم که نباید انسان بود چون روزگار ظرفیت انسان بودن آدمها رو نداره و اون موقع سعی کردم قوانین رو زیر پا بگذارم اما .......... آره خیلی سخت بود و اونجا بود که به این نتیجه رسیدم که زمانی که پا می ذاری توی یه  مسیر زمانی که می پذیری سختی رو دیگه حق نداری بری ازش بیرون و اونجا بود که به حقیقت این شعر رسیدم:

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند          وندر آن ظلمت شب  آب حیاتم دادند.......

و حالا می فهمم که باید برم باید رفت باید صبر پیشه کرد باید دل به خدایی خوش کرد که در کلبه فقیرانه مون هست باید دل به اونی خوش کرد که اگه بخونیمش مطمئنا اجابتمون می کنه اونی که از رگ گردن نزدیگ تره خودش بشارت داده به صبر پیشه کنندگان و باید تحمل کرد سختی ها رو با امید:

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی برکند ***چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید***چون ترا نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رفیق ***جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

آره بعذ از همه این تفکرات به این نتیجه رسیدم که باید رفت اگه آدمها بدونند که مسیری درسته باید برن هرچه هم سخت باشه هرچه هم پر خطر باشه هرچه هم خسته کننده باشه و تصمیم گرفتم صفحه جدیدی تو زندگیم باز کنم مسیر رو برم سختی هارو تحمل کنم ون یه کشتیبان دارم چون یه کسی رو دارم که همه جا باهامه و هر اتفاقی چه بد چه خوب خواسته اونه و همین واسمو بسه باید ایستاد مقاوم و پر انرژی مسیر خیلی طولانیه و نباید همین اولش جا زد من عهد کردم و قول دادم همواره باید سر اون قول باشم همونجور که تا حالا بودم.

و اکنو تو ای رفیق! تو ای همسفر !

با من همراه شو و بدون که برای رسیدن به هر خواسته باید سختی کشید اما نباید نا امید شد .

و فراموش نکن:

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن***شرط اول قدم آن است که مجنون باشی

پس مجنون شو و مرد ره باش برو.

                       

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 26 Dec 2006 و ساعت 3:51 بعد از ظهر |
با سلام به همه فصل امتحانا خوش بگذره

 

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 19 Dec 2006 و ساعت 6:13 بعد از ظهر |
منم و تنهائی

منم و ویرانی

منم آن زنده به گور

که به هر گور روم گور

من آن رانده به شهر

که به شهر روم شهر به شهر

آره من دربدرم خانه بدوش

روزگاری سر سامانی بود

دل شاد و لب خندانی بود

دل من بسته به فردائی بود

ولی حالا رو لبم

گل غم کاشته شده

دوست دارم داد بزنم

کجائی کلبه من

شب تارم رو ببین

انتظارم رو ببین

تا به کی داد بزنم

تا به فردای محال

پیش کی زار بزنم

پیش چند تا کر و لال

حالا این صدا تو گوشمه

حالا این بهارته

...

روزگاری دیگر

برای تو پائیزه

روز مرگه برای تو

حالا فریاد برات قنیمته

اره من خوب می دونم

روز مرگم می رسه

شب تارم کجائی

روزگارم کجائی

شب تاری ندارم

روزگاری ندارم

هر چی فریاد بزنم

حالا زارم کجائی

انتظاری ندارم

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 2 Dec 2006 و ساعت 9:46 قبل از ظهر |
dormo di Modenaa castle owned by english writersa castle owned by english writers
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 5:11 بعد از ظهر |

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سر گشته ، روی گردابم تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دور دست امیدی و پای من خسته است همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 5:4 بعد از ظهر |