|
خواستگاري |
||
: تركه با پيژامه ميره خواستگاري , از او مي پرسند | ||
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Sep 2005 و ساعت
6:38 بعد از ظهر |
آموزش كامل دفاع شخصي ويژه بانوان بدون نياز به درگير شدن در مباحث آموزشي مقدماتي و تمرينات بصورت كاملا عملي برای دختر خانم هافکر کنم خوب بود ممنونم + نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Sep 2005 و ساعت
6:36 بعد از ظهر |
تورا از بين گل هايي كه در تنهايي ام روييد با حسرت جدا كردم و تو در پاسخ آبي ترين موج تمناي دلم گفتي دلم حيران و سرگردان چشماني ست رويايي و من تنها براي ديدن زيبايي آن چشم تو را در دشتي از تنهايي وحسرت رها كردم همين بود آخرين حرفت ومن بعد از عبور تلخ و غمگينت حريم چشمهايم را به روي اشكي از جنس غروب ساكت و نارنجي خورشيد وا كردم نمي دانم چرا رفتي؟ نمي دانم چرا ، شايد خطا كردم و تو بي آن كه فكر غربت چشمان من باشي نمي دانم كجا ، تا كي ، براي چه ، ولي رفتي و بعد از رفتنت باران چه معصومانه مي باريد و بعد از رفتنت يك قلب دريايي ترك برداشت و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمي خاكستري گم شد و گنجشكي كه هر روز از كنار پنجره با مهرباني دانه برمي داشت تمام بال هايش غرق در اندوه غربت شد و بعد از رفتن تو ، آسمان چشمهايم خيس باران بود و بعد از رفتنت انگار كسي حس كرد من بي تو تمام هستي ام از دست خواهد رفت كسي حس كرد من بي تو هزاران بار درهر لحظه خواهم مرد و بعد از رفتنت دريا چه بغضي كرد! كسي فهميد تو نام مرا از ياد خواهي برد و من با آنكه ميدانم تو هرگز ياد من را با عبور خود نخواهي برد هنوز آشفته ي چشمان زيباي توام برگرد ! + نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Sep 2005 و ساعت
6:25 بعد از ظهر |
باسلام واهدایی بهروزی خدمت همه گی از هدیهی خود (انتقاد)فراموش نکنید ممنونم + نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Sep 2005 و ساعت
6:18 بعد از ظهر |
|
|
|||||