تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

می خـوام از تـو بنویسـم  ،  ای تـو بهـتـرین تـرانــه

ای بـرای فصــل پــرواز  ،  تـو قــشنگتـرین بهـانــه

 

می خـوام از تو بنویســـم  ،  تـو که معنـی طلــوعـی

واســه عاشــقانه خــوندن  ،  مثـل نقطــۀ شـــروعـی

 

می خوام از نگات بخونم  ،  که واسه من خود دریاس

گم شدن تو عشق چشمات  ،  واسه قلب من یه رؤیاس

 

می خوام از دلت بخـونم  ،  که قشنگتـر از ستــاره س

زنـدگیــم فـــدای اون دل  ،  مُـــردنم بـا یـه اشــاره س

 

می نویسـم و می خــونم  ،  تـا نفـــس تــو ســـینه دارم

به امیــد لحظــه ای کـه  ،  سر رو شـونه هات بـذارم 

                                                                                                   

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 27 Nov 2005 و ساعت 8:19 بعد از ظهر |
آلبوم درخواستی افشین

سلام . خیلی ها به من گفته بودند که آلبوم افشین یا کیفیتش پایینه یا دانلود نمیشه اما من الان لینک کامل ، درست و باکیفیتش رو براتون گذاشتم تا دانلودش کنید . بعضی وقتها هم که می بینید دانلود نمیشه دلیلش اینکه احتمالا" چند نفر دارن توی همون لحظه آهنگ رو دانلود می کنند و لینک خیلی شلوغ است.

Bad Joori Asheghet Shodam

Man

Dige Azat Badam Miyad

Asali

Sheytoonak

Fekresho Kon

Maach

Az Inja Boro

Bikhiyal

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 27 Nov 2005 و ساعت 8:6 بعد از ظهر |
این روزها سریال شبهای برره از تلویزیون درحال پخش شدن است که
 شقایق دهقان در آن نقش سحرناز راایفا می کند 
معرفی شقایق دهقان به قلم خود
من در روز چهارم اسفند ماه سال 1357 درست سه ماه قبل از اینکه برای
 اولین بار سوار هوا پیما بشم, در یکی از شهر های کوچک دانشجوی آلمان
 به اسم لان گسین به دنیا آمدم و بعد از سه ماه در لوایل سال 1358 که
 مصادف شد با اتمام تحصیلات پدرم, وقوع انقلاب, آغاز دلتنگی های مادرم
 و هفت ساله شده خواهر بزرگم ما به کشور بازگشتیم و به دلیل کار پدرم
 به مدت 6 سال در شمال کشور ساکن شدیم و من , خواهر بزرگترم و
 خواهر و برادر کوچکترم که در همان شهر های شمال کشور به دنیا آمدند
 و به خوانواده ما پیوستند دوران کودکیمان را تا قبل از مدرسه رفتن من در
 فضایی خوش و آرام گذراندیم و بعد از 6 سال, خانواده 6 نفری ما به
 تهران آمد و در تهران ساکن شد و من به مدرسه رفتم 
 
سالهای بین اول ابتدایی تا گرفتن دیپلم ساده ترین, سطحی ترین و
 بی دغدغه ترین سالهای زندگی من بود . بدون هیچ اوج و فرودی. مثل یک
 شاگرد خوب, مودب و سر به زیر و هیجان انگیز ترین قسمت سالهای
 تحصیلی من شرکت در برنامه های ورزشی و فرهنگی بین مدارس بود!
 
 
 
تا اینکه در تابستان سال 1374 زمانی که هفده سالم بود برای گذراندن
 اوقات فراغت در یکی از کلاسهای عروسک گردانی فرهنگسرای امیر کبیر
 ثبت نام کردم و با فضای تازه ای آشنا شدم که خیلی لذت بخش تر از فضای
 یکنواخت , تکراری و بی هیجانی بود که تا آن زمان داشتم .فضایی که آدم
 را وادار به فکر کردن و ایجاد خلاقیت می کرد و دو سال بعد, همزمان با
 امتحانات نهایی سال چهارم دبیرستان از طرف معلمی که در آن کلاس با
 هم آشنا شده بودیم به یک گروه تئاتر عروسکی که برای جشنواره
 عروسکی آماده می شدند معرفی شدم و آغاز به کار کردم .

صحنه, اجرا و تماشاچی بی نظیر بود . کار کردن با عروسکهای نمایشی رو
 دوست داشتم . بنابراین به دیپلم ریاضی که گرفته بودم هیچ اهمیتی ندادم و
 تصمیم گرفتم با تمام تلاشم به این رشته ادامه بدم . اما آن اجرا . اولین و
 آخرین تجربه تئاتر عروسکی من شد .
از طریق یکی از همان همکارهای گروه تئاتر عروسکی به خانم گلچهره
 سجادیه که مشغول تشکیل یک گروه تئاتر بود و اجرای نمایش بود
 معرفی شدم و همکاریم با آن گروه شروع کردم .

فضایی جدی تر , سنگین تر , پیچیده تر و عجیب , خیلی عجیب .
 سه ماه تمرین و دوماه اجرا .
 
پنچ ماه کار کردن با یک گروه حرفه ای تئاتر با عث شد تا پیش خودم قسم
 بخورم که تا آخر عمرم به کار تئاتر ادامه می دهم و همزمان و بازهم طریق
 یکی از همکاران همان تئاتر عروسکی به یکی از تهیه کننده های گروه
 کودک تلویزیون معرفی شدم و کار نوشتن من آن برنامه را هم شروع کردم
 و پیش خودم فکر کردم خب می توانم هر دو کار را با هم انجام بدهم . بازی
 در تئاتر و نوشتن برای تلویزیون . اما بازی در سریالهای تلویزیونی ,
 هرگز !
طولی نکشید که یکی از همان کارگردانهای گروه کودک تلویزیون , اجرای
 من را در آن نمایش دید و به من پیشنهاد بازی در سریالش را داد و من بعد
 از دو هفته تردید پذیرفتم ! 
 
 
کارم را در تلویزیون با فعالیت در گروه کودک آغاز کردم و شدم عضو
 جدایی نا پذیر خانواده تلویزیونی ها . در این بین در دو کار سینمایی هم
 بازی کردم زیر نور ماه و نقش کوتاهی در فیلم سیندرلا و بعد بلافاصله به
 آغوش تلویزیون بازگشتم .
زندگی در کنار خانواده ای که بسیار زیاد دوستشان داشتم و شغلی که با
 اشتیاق و علاقه دنبال می کردم به بهترین نحو می گذشت .
تا اینکه در پائیز سال 1381 اتفاق عجیبی افتاد . بستن یک قرار داد جدید و
 بازی در سریال طنز هر شبی به اسم "پاورچین" و آشنا شدن با .....

از قبل می شناختمش, دو سه سالی بود . اولین آشنائیمان در یک برنامه
 ترکیبی بود به اسم گلخونه برای شبکه جام جم . سه سال قبل از پاورچین
 و بعد از آن چند کار نصفه و نیمه که هیچکدام به مرحله تولید و پخش
 نرسید .
اما این بار فرق می کرد . 
 
مهراب قاسم خانی . همکار خوب و خوش اخلاق و صمیمی من . دیگر فقط
 یک همکار نبود . خیلی عجیب بود یه حس عجیب ... یه حسی مثل تفاهم و
 همفکری و اشتراک .

الان هم که چند ماه از زندگی مشترک من با آن همکار خوب و خوش اخلاق
 و صمیمی می گذرد . بار ها شده که خاطراتمان را با هم مرور کردیم و هر
 دوی ما حداقل از طرف خودم می گویم . خدا را شکر می کنم که همه
 خوشبختیهای دنیا را یک جا به من هدیه کرده است
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 27 Nov 2005 و ساعت 8:2 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 25 Nov 2005 و ساعت 2:11 بعد از ظهر |

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 25 Nov 2005 و ساعت 1:59 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 25 Nov 2005 و ساعت 1:55 بعد از ظهر |

سلام دوباره به همه ی دوستان اميد وارم که شاد و خرم باشيد . خوب برويم سر اخبار هری پاتر روزنامه ی لوس آنجلس تايمزThe Los Angeles Times ۵ عکس جديد از فيلم هری پاتر ۳ را در روزنام ی خود به چاپ رسانيد و من هم آن ۵ عکس را برای شما در وبلاگم می گذارم . 

اين هم از جديد ترين عکس های ۳ هنر پيشه ی معروف فيلم هری پاتر که به ترتيب از چپ به راست عبارتند از اما واتسون (Emma Watson) روپرت گرينت ( Ropert Grint) و دانيل ردکليف (Daniel Radcliffe). البته عکس ها کمی کوچک اند که آن هم به خاطر آن است که از روزنامه گرفته شده اند ولی هنوز ۲ عکس ديگر باقی مانده که آن ها را هم الان برای شما در وبلاگ می گذارم به شرط اينکه نظرات خود را بدهيد. البته عکس حاضر مربوط می شود به پشت صحنه ی فيلم:

و اما عکس آخر و يا به عبارتی زيبا ترين عکس از اين ۵ عکس که اميد وارم از آن هم لذت ببريد:

 

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Nov 2005 و ساعت 8:49 بعد از ظهر |

قول بده که باز میگردی
اما هرگز این کار را نکن
من خو کرده ام به این همه انتظار
من خو کرده ام به این همه پرسه زدن در اسکله و ایستگاه
اگر باز گردی من چشم به راه چه کسی باید بمانم

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Nov 2005 و ساعت 8:47 بعد از ظهر |

Synthesizer; Since you’ve been gone-2
Wednesday July 13th 2005, 7:17 pm
Filed under: Music

یک وقفه‌ی موجه بین مطلب مورد بحث قبلی و امروز افتاد که گریزی ازشان نبود.
در قسمت قبل تاریخچه‌ی بسیار مختصری از سینتی سایزر گفته شد امروز به بررسی يکی گروه‌های سینتی سایزری موفق دهه هشتاد که با زيرکی و خلاقيت تمام خود را از خطر تکرار و تکرار دوباره نجات داد می‌پردازم
. البته به واسطه‌ی گستردگی بیش از حد اینگونه گروه‌های “یک سرنوشتی” بررسی گروه‌های ناموفق را به قسمت‌های بعدی موکول خواهم کرد.

برایان ادامز


از میان کسانی که در مطالب بعد نام خواهم برد تنها برایان ادامز است که با خلاقیت سرشار و به واسطه‌ی ساختن ساند ترک برای چند فیلم مختلف در شروع دهه‌ی جدید فعالیت خود, سبک کار خود را تغییر و از افتادن در ورطه ی گذشته سوزان تکرار رهایی يافت. پس چه بهتر که حساب برایان ادامز را در همین ابتدا از دیگران جدا کنیم.
برایان گای ادامز به سال 1959 در کینگ استون اونتاریو - کانادا- متولد و با داشتن پدری نظامی تجربه‌ی زندگی در چند کشور از جمله پرتقال و اسراییل را در کودکی به همراه داشت. شروع فعالیت برایان در موسیقی به زمانی بر می‌گردد که او به همراه دوستانش در کلوب های مختلف تحت نام شاک برنامه اجرا می‌کرد.
برایان اولین قرارداد رسمی خود را در سال 1979 و با مبلغ یک دلار - بله یک دلار- با کمپانی
A & M منعقد کرد که البته ظاهرا هدفش از دریافت یک دلار حرکتی نمادین و نوعی شروع برای موفقیت های بیشتر بوده است. اولین تک اهنگ -سینگل- ادامز تحت فشار کمپانی و به نام’Let Me Take You Dancing’ انتشار یافت. اهنگ نه تنها موسيقی مورد نظر ادامز نبود, بلکه مورد توجه کسی هم قرار نگرفت یک شکست کامل در انتظار بود.
برایان دوباره به استودیو برگشت کار بر روی البوم همنام خود - سلف تایتلد - را شروع کرد. این البوم در سال 1980 منتشر شد که البته اهنگی قابل توجه نداشت اما به گفته ادامز یک پیشرفت برای خودش بود چون توانسته بود در عرض دو سال از سبک دیسکو دنس/پاپ به سوی سبک اصلی خود قدم بردارد.
بسیاری البوم اولیه او را جزو فعالیت هنریش به حساب نمی‌اورند و البوم برنده همچون چاقو -Cuts Like A Knife -1983 که موفقیتی غیر قابل پیش بینی برايش در کانادا به همراه داشت ابتدای کار او می دانند.
او در همان سال اولین تور خود را در امریکا کنار گروه Journey برگزار کرد.
اهنگ‌های او نه تنها انرژیک و جذب کننده بودند بلکه به متمایل يا برگرفته از هیچ شخصی و گروهی هم نبودند . دیگر همه در کانادا می‌دانستند که برایان ادامز سبکی مخصوص خود را اجرا و به شنوندگان ارایه می کند.
البوم دوم -در واقع سوم- ادامز به فاصله‌ی یک سال از کار قبلی یعنی در سال 198۴عرضه شداین البوم که بی پروا- Reckless- نام داشت ادامر رو با سرعتی عجیب به یک از “باید داشت” های موسیقی جهان تبدیل کرد.این اولین بار بود که یک فرد کانادایی فروشی میلیون دلاری رو در اولین روزهای انتشار البوم تجربه می‌کرد. تقریبا تمام اهنگ البوم قابل اعتنا و فوق العاده هستند. به همین دلیل تمامی اهنگ به صورت تک اهنگ -سینگل- عرضه شده و چارت های موسیقی ان زمان را در هم کوبیدند. حتی تا امروز و در قرن حاضر برایان ادامز هشت اهنگ از ده اهنگ این البوم را در کلیه کنسرت‌های زنده خود اجرا میکند
بعد از انتشار این البوم فراتر از موفق, فشار بیشتر از سوی کمپانی به برایان تحمیل شد. نتیجه ی این فشار ها ‘Into The Fire’ - 1987 بود که گرچه چندین میلیون فروخت اما هرگز به پای محبوبیت البوم قبلی نرسید. بعد از سه سال هنوز بعضی از اهنگ‌های البوم قبل, در رده های بالای چارت حضور داشتند و نه تنها طرفداران بلکه مردم عادی نیز هنوز در پس لرزه های Reckless می‌لرزيدند.
برایان ادامز در عین حالی که بر روی البوم جدید کار می‌کرد در کنسرت the wall- که در برلین برگزار شد در برابر دیدگان صد و بیست هزار نفر به اجرای موسیقی -شاید جالب باشه بدونید راجر واترز هم در این کنسرت شرکت داشته-پرداخت.
کارهای البوم خیلی کند پیش می رفت و ادامز برای چندمین بار در طول فعالیت هنری‌اش از سوی کمپانی تحت فشار قرار گرفت که سرانجام اهنگ Everything I Do) I Do It For You)’ که ادامز برای طرف Bالبوم نوشته بود به یکی بزرگترین تک اهنگ -سینگل- های تاریخ موسیقی دنیا بدل شد و همینطور مورد توجه سازندگان فیلم رابین هود; پادشاه دزدان قرار گرفت و به عنوان ساند ترک در این فیلم مورد استفاده قرار گرفت.
این اهنگ تقریبا در چارت تمامی کشورهای دنیا رتبه ی اول رو کسب کرد
با موفقیت بی نظر این اهنگ دو اتفاق عمده افتاد
1. برایان از سبک دنس/راک و پاپ/دنس که سینتی سایزر نقش عمده‌ای در به وجود امدنش داشت دور و به سبک راک تغییر مسیر داد
2.نه تنها قاره امریکا بلکه کل دنيا توجه خودشان را به سمت این شخص معطوف کردند.
بالاخره البوم بیدار کردن همسایه ها’Waking Up The Neighbours’
در سال 9۱ عرضه شد. با انتشار این البوم برایان ادامز توری چهار ساله رو اغاز کرد و هر شب به صورت شهر به شهر به اجرا کردن برنامه می‌پرداخت.
در سال نود و دو در عین حال که تورها ادامه داشت برایان البوم بهترین های the Best of و البوم جدیدی به نام “تا حالا که خوب بوده!” -So far so good- رو به بازار ارایه کرد
همچنین دو تک اهنگ - سینگل - به نام های’Please Forgive Me’ -’All For Love
را برای فیلم سه تفنگدار نگاشت. سال 93 یکی از پرکارترین سالهای فعالیت برایان ادامز به شمار می‌رود
در سال 1994البومSo far So good با بیست و پنج میلیون نسخه‌ی فروش رفته هنوز یکی از محبوب‌ترین البوم های زمان خود بود. اما همچنان تورها ادامه داشت. دانستن اینکه برایان ادامز اولین خواننده‌ی غربی بود که بعد از جنگ ويتنام در این کشور کنسرتی اجرا کرد نیز خالی از لطف نیست.
شش شب کنسرت متوالی و همه پیش فروش شده در ویمبلی لندن و برگزاری کنسرت در مالزی, نیوزیلند, امریکا, المان و در نهایت کانادا پایان بخش تور بلند مدت برایان ادامز بود.
در سال 1995 بالاخره ادامز به استودیو بازگشت تا فعالیت بر روی کار جدید رو شروع کنه و شگفتی‌ها ادامه داشت’?Have You Ever Really Loved A Woman برای فیلم دون زوان دی مارکو -با بازی مارلون براندو- نوشته شد و بالاخره اولین اهنگ البوم جدید به نام’The Only Thing That Looks Good On Me Is You’ در سال 96 منشتر شد. و با انتشار 18 til i Dieدر همان سال دوره ی جدید فعالیت برایان ادامز با اهنگ هایی وصف ناپذیر شروع شد
برايان ادامز در سال 1997 در سری برنامه های Mtv unplugged هم شرکت کرد که خود ضبط این البوم حرکت و ایده دهنده البوم بعدی خود می‌داند. به طوری کار جديد ادامز در سال 199۸ و با فاصله کمی از البوم قبلی ارایه شد. سیر فعالیت زیاد ادامز با ارایه البوم The best ofدر سال 99 روندی نزولی به خود گرفت. ‘The Best Of Me’ که اهنگی همنام با البوم بهترین‌ها بود, به سرعت مورد توجه مردم و صاحب نظران قرار گرفت.
از ان زمان تا دو سال کار جدیدی ارایه نشد تا سال 2001که برایان ادامز شروع به نوشتن اهنگ برای فیلم انیمشین به نام اسپریت -زندگی و سرنوشت یک اسب که اگر بد شانس بوده باشید حتما نسخه تکه پاره و کیفیت پایینش را در تلویزیون مشاهده کرده اید- شروع کرد و در انتهای سال برای بهترین ساند ترک نامزد اسکار هم شد. ‘Here I Am’ که تنها تک اهنگ البوم بود که قبل از پخش سراسری در تلویزیون -در واقع بدون اینکه شنیده بشود- به سرعت به رتبه 5 چارت انگلستان دست پیدا کرد.
البوم اخر ادامز به نامRoom Serviceدر سال 2004 منشتر شد کلیه اهنگ در هنگامی که او در تور یا هتل یا دور از خانه به سر می برده نوشته شده‌اند.
برايان ادامز در حال حاضر بر روی البوم اکوستیک جدیدی به نام ‘Stripped’ کار می کند.
القصه همانطور که بالاتر رفت و به اهنگ‌ها نيز اشاره شد, موفقیت اهنگی که ادامز در اوایل نود برای فیلم رابین هود ساخت باعث شد او از موسیقی سینتی سایزری فاصله گرفته و با موسیقی روز حرکت کند.
همچنین ساخت ساند ترکی دیگر در ابتدای قرن جدید به او کمک کرد تا از تمام ظرفیت ذهن خلاقش کمک بگیرد به طوری که تحول صدا و موسیقی برایان ادامز 1983, تا برایان ادامز 2003, ان قدر بزرگ است که در دایره دید ما قرار نمی‌گیرد.
اگر به موسیقی علاقه دارید و در روز ساعتی با گوش دادن به موسيقی راک وقت خود را می‌گذارنيد به شما توصیه می‌کنم این اهنگ‌ها را از برایان ادامز گوش دهید تا برای مدتی هم که شده لذتی از عمر خود برده باشید. البته سعی‌ام بر اينست که تا امشب چند اهنگ از او را اپلود و برای دانلود بگذارم ولی تا ان موقع:
Cuts Like A Knife
Run To You
Summer Of ‘69
‌Everything I Do) I Do It For You
Please Forgive Me
Have You Ever Really Loved A Woman؟
Here I Am
Open Road
را از هر کجا که شده بیرون بکشید و بشنوید
این مبحث ادامه دارد…

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Nov 2005 و ساعت 8:45 بعد از ظهر |
موزیک ویدئویی

چند تا موزیک ویدیو جدید در www.ArmanCD.tk

موزیک ویدیو جدید مهسا به نام ( عشق )

www.farhadmusic.blogfa.com

Download

 و موزیک ویدیو جدید قیصر به نام ( انتقام )

www.farhadmusic.blogfa.com

Download

 گروه فارز 

  

ویدیو مریم

موزیک ویدیو جدید اندی به نام ( خدای آسمون ها )

Download

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 22 Nov 2005 و ساعت 8:43 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM