کاش می شد عشق را تفسير کرد خواب چشمان تو را تعبير کرد.
کاش می شد همچون گلهای ساده بود سادگی را با تو عالمگير کرد.
کاش می شد در خراب آباد دل خانه احساس را تعبير کرد.
کاش می شد در حريم سينه ها عشق را با وسعتش تکثير کرد.

اگر دلت جای ديگريست بگو! من به تو اعتراضی نمی کنم...فقط می دانم که در اين
صورت دل من هرگز به بازار فروش نخواهد آمد.به درون سينه ام خواهد لغزيد و آنقدر در
آنجا خواهد ماند تا خداوند آن را همراه با روح و جسم من به سوی خويش بخواند...
آخر برای عشق های ما زندگی خيلی کوتاه است...در يک زندگی بيش از يک عشق واقعی نمی توان داشت!

پرنده را دوست دارم بدون قفس.
عشق را دوست دارم بدون هوس.
و تو را دوست دارم تا آخرين نفس.
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در
2 Mar 2006 و ساعت
7:1 بعد از ظهر |