تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر

بکهام و ویکتوریا

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

Image hosting by TinyPic

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 25 Mar 2006 و ساعت 11:49 بعد از ظهر |
این هم یکی دیگه!باز هم میخوای؟

 

شناخت جامع و منسجم مفاهيم و پيام هاى قرآن در گرو تفسير آن است. در اين مرحله، با استفاده صحيح از ابزارها و فراهم ساختن مقدمات لازم، شناخت ما از مرحله ابتدايى فراتر مى رود و به شكل گيرى يك انديشه نظام مند قرآنى مى انجامد.

در پرتو تفسير، ارتباط معنايىِ بسيارى از آيات آشكار مى شود. به سخن ديگر، بسيارى از آياتى كه پيش از اين از هم جدا و پراكنده بودند، بدين رو كنار هم قرار مى گيرند و به دنبال آن مفاهيم و آموزه هاى جديدى زاييده مى شود. تفسير قرآن اگر براساس شرايط و ضوابط ضرورى اين علم صورت گيرد، انديشمند مسلمان را قادر مى سازد تا به ديدگاه هاى قرآن درباره مسائل و موضوعات گوناگون مورد نياز بشر ـ در عرصه هاى مختلف ـ دست يابد و از سويى اين امكان را فراهم مى كند كه خود نيز در عرصه انديشه و عمل، نمونه يك انسان قرآنى باشد.

آگاهى از تفسير قرآن در نگاه اهل بيت(عليه السلام) از ارزش و جايگاه ويژه اى برخوردار است. درباره امام على(عليه السلام) نقل شده است كه وى جابربن عبدالله انصارى را به داشتن دانش و آگاهى مى ستود. روزى كسى از سر تعجب پرسيد: فدايت شوم! شما جابر را اين گونه مى ستاييد، درحالى كه خود در علم و دانش سرآمد روزگار هستيد؟ امام(عليه السلام)در پاسخ فرمود:

او تفسير اين سخن خداوند بزرگ را مى داند: «إِنَّ الَّذِى فَرَضَ عَلَيْكَ الْقُرْآنَ لَرَادُّك إِلى مَعَاد:[17] آن كس كه قرآن را بر تو فرض كرد، تو را به جايگاه خود بازمى گرداند.[18]

در اين مرحله، علاوه بر شناخت واژگان و تركيب جملات، فراهم ساختن ابزارهاى ديگرى ازقبيل آگاهى از شأن نزول آيات، علوم قرآنى، علم منطق، روايات و سنت و برخى علوم ديگر نيز ضرورت مى يابد. درحقيقت تفسيرْ نوعى تلاش فكرى است تا مفسر به وسيله آن به پيام ها، هدايت ها و طرح جامع قرآن آگاهى يابد. به يقين اين تلاش فكرى ـ همانند هر تلاش فكرى ديگر ـ بدون برخوردارى از ابزارهاى لازم هرگز ممكن نمى گردد.

تفسير را از آن جهت ارجمندترين علوم دين شمرده اند كه از يك سو فرد را به صورت مستقيم با كلام خداوند مرتبط مى كند و از ديگر سو ذهن و زندگى انسان را رنگى ديگر مى بخشد.[19]

ذكر اين نكته ضرورى است كه پرداختن به تفسير همه آيات ـ از آغاز تا پايان ـ صرفاً كارى تخصّصى است كه در حوزه هاى گوناگون دين پژوهى صورت مى گيرد، اما براى آنان كه در هيچ يك از حوزه هاى دين پژوهى از تخصص كافى برخوردار نيستند، روى آوردن به تفسير فراگير قرآن نه ممكن است و نه لازم. راه و روش صحيح براى اين گونه افراد مطالعه تفسيرهاى معتبر است كه در اين باب نيز بهترين روش، استفاده از تفسيرهاى موضوعى است كه به صورت مستقيم ديدگاه قرآن را درباره موضوع مورد نياز در اختيار افراد مى نهد.

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 21 Mar 2006 و ساعت 11:2 بعد از ظهر |
سقوط
 
به اطلاع هموطنان عزیز می‌رساند از آنجا که اکثر پروازها در کشور با خیر و خوشی به سقوط منتهی می‌شودd'oh، شرکت ابن‌الوقت و شرکا برای جلوگیری از خسارات احتمالی به شهروندان اقدام به وارد نمودن تعداد محدودی ضدهوایی و موشک‌های SAM 7 نموده تا شهروندان محترم آن را در پشت‌بام خود نصب و به محض نزدیک شدن هواپیما به اطراف محل مسکونی از سقوط آن به روی منزل خود جلوگیری نمایند. لطفاً جهت ثبت‌نام با شماره‌های ما تماس بگیریدcall me - New!.

■ «کافورگشت» به مناسبت سال نو برگزار می‌کند: تور بزرگ سیاحتی ایران‌گردی... با تورهای ما برای همیشه جاودانه شوید. بلیط رفت بدون برگشت با قیمت استثنائی... ترانسفر و اقامت در هتل ده ستاره بهشت زهرا بعد از پروازangel... صبحانه، نهار، شام در جوار ملکوتی ملک‌الموت.
 

■ مسافرین محترم شرکت خدمات هوائی «پرواز آخرت» می‌توانند اشیاء زیر را به عنوان بار دستی مجاناً حمل نمایند: یک دست کفن، کمی کافور و یک پلاک نسوز... در صورتی که تابوت نسوز همراه آورده‌اید برچسب مخصوص جامه‌دان را روی آن الصاق فرمایید.

میان‌بُر
- این کفن چیه پوشیدی برادر؟
- می‌خوام برم لبنان تو جنبش استشهادیون شرکت کنم.
- خدا خیرت بده ولی نمی‌خواد این همه راه بری. الان زنگ می‌زنم آژانس یه بلیت هواپیمای پرواز داخلی برات رزرو می‌کنمbig hug.

■ مسافرین محترم پرواز شماره 777 لطفاً با در دست داشتن کارت پرواز و وصیت‌نامه و پوشیدن کفن به سالن پرواز مراجعه فرمایندhypnotized.
 

■ امروز در فرهنگستان زبان فارسی، بحث تندی در مورد جایگزینی واژه‌ی «سقوط‌گاه» به جای «فرودگاه» اتفاق افتاد. برخی از استادان عقیده داشتند سقوط‌گاه به محل سقوط بیشتر می‌خورد تا فرودگاه و بهتر است چون در فرودگاه‌ها دیگر فرودی انجام نمی‌شود و هواپیماها دیگر برنمی‌گردند، واژه‌ی کشتارگاه یا قتلگاه یا قربانگاه به کار برده شود. یکی هم واژه‌ی «هواپسانه » یا «هوانمانه» را پیشنهاد داد. یکی از استادان لوس و متعصب هم پیشنهاد کرد که از واژه‌ی افریشته‌ گشتوراسپ‌گاه استفاده شود.
 

■ اکنون که به حول و قوه‌ی الهی از دیار فانی عازم دیار باقی با پرواز تهران شیراز هستم وصیت‌نامه‌ی خود را به بلیت پرواز مربوطه الصاق و از خانواده و دوستان و آشنایان حلالیت می‌طلبم.

■ انا لله و انا الیه راجعون، خدایا با نام تو آغاز می‌کنیم و با نام تو سفر آخرمان را به پایان می‌بریم. مسافرین محترم پرواز 777 من خلبان یکم جان‌سیرنژاد از طرف خودم و شرکت خدمات هوایی Iran End Air و خدمه هواپیما پرواز آخر خوشی را برایتان آرزومندم.

دمای فعلی در خارج هواپیما 15 درجه هست و ما پیشاپیش کولرها را روشن کرده تا دما به چند درجه سانتیگراد زیر صفر برسد و از فریز شدن خود قبل از مرگ لذت ببریدbatting eyelashes.

در صورت بروز هر گونه اتفاق ناگهانی و نقص در پرواز مسافرین محترم می‌توانند از دو در عقب و دو در جلو و از ارتفاع بالا خودشان را با ملاج به پایین بیندازند. در بالای سر شما ماسک‌هایی حاوی گاز کشنده سیانور تعبیه شده که در صورت سالم ماندن هواپیما پس از سقوط می‌توانید از آنها استفاده نماییدskull. در صندلی جلو شما راهنمایی شامل دعای شب اول قبر و انواع ادعیه تعبیه شده است. لطفاً صندلی را به حالت کاملاً افقی درآورده و اشهد آخرتان را بخوانیدpraying.

از نوار مکالمات جعبه سیاه یک هواپیما:
- از پرواز 777 به برج مراقبت... با سلام، رمز امروزمون چیه؟
- یا جرجیس!
- یا جرجیس!؟؟ جرجیس هم شد پیغمبر؟ یا حسینی چیزی...
- تموم شد کاپیتان. همه‌ی رمزامون و اسامی ائمه و پیامبران و فرشتگان رو تو سقوطای قبلی مصرف کردیم فقط یه یاجرجیس مونده و یاعزرائیل، هر کدومو طالبی مصرف کن.
- بسیار خوب خداحافظ.... یاااااااااااااااااااااجرجییییییییییییس....
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 21 Mar 2006 و ساعت 11:1 بعد از ظهر |

مسافر

گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی میدیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

سفر همیشه قصه رفتنه و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره

مسافر

گفتی که امشب اومدم بهت بگم باید برم

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم

باید برم برای تو فقط یه حرف ساده بود

کاشکی میدیدی قلب من به زیر پات افتاده بود

سفر همیشه قصه رفتنه و دلتنگیه

به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه

همیشه یک نفر میره آدم و تنها میزاره

میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا میزاره

كاش بودي و ميديدي لحظه هاي بي تو بودن را
 

مرگ بر زندگی...
 

دریای دل

دریای دل

 

تور را دوست دارم
تو را دوست دارم

اگر چشمهایت را باز کنی ، دوست را همه جا می توانی ببینی . او گاهی روی برگهای درخت بید نشسته است ، گاهی روی گونۀ ماه و گاهی در سایۀ تپه ای مسی .

اگر حوصله داشته باشی ، می توانی ردپاهایش را در رودهای آرزو و در کوههایی که از بوی بلوط مست شده اند ، ببینی . می توانی حتی با یک شانه چوبی به دیدار گیسوانش بروی. می توانی بر صندلی صدایش بنشینی و شب را با آرامش به مرزهای نقره ای صبح برسانی .

اگر آغوش تو باز باشد ، دوست در یک شب بارانی به سویت می آید و کبوتری به تو خواهد داد تا دانه های خستگی ات را بچیند .

اگر قلب تو چون خورشید بتابد ، می توانی نشانی عطر دوست را از آلوهای جنگلی بپرسی و سبدت را از بوسه هایش پر کنی .

اگر مهربانی ات زلال شود ، از همه پنجره ها می توانی دوست را ببینی. او در افقهای روبرو زندگی می کند و خوب می داند که دلت برایش تنگ شده است یا نه .

از ابرها و سایه ها فاصله بگیر و شاخه های خشک را دور بریز ! چشمهایش را قاب کن و بر تاقچه دلت بگذار تا آخرین دلشوره هایت در شیرینی نگاه هایش محو شود .

اگر شاپرکها و سنگها را زیبا ببینی می توانی به دوست نزدیک شوی ، آنقدر نزدیک که از نفسهایش بوی آسمان را بشنوی.

دوستت دارم
دوست دار

تقدیم به یهترینم
تقدیم به کسی که تنها امیدم واسه زندگیه:

بهترین ترانه رو من از چشمای تو می سازم

                               تو قمار زندگیمون تو نباشی من می بازم

اگه باشی در کنارم با تو من مالک دنیام

                               بی خیال غربت و غم چشم به راه نور فردام

                    دوست دارم دوست دارم توی دنیا تو رو دارم

مثل آسمون که تنها امیدش چندتا ستاره ست

                              دیدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست

اثر انگشت تو یعنی قصه خوب نوازش

                               هر نگاه عاشق تو غزل آبی خواهش

جاده های مهربونی میگذره از تو نگاهت

                               روشن شبای تارم با خیال روی ماهت...

دوست دارم عزیزم.

به تو می اندیشم
به تو می اندیشم که همه وجودم را از

از آن خود کرده ایی دوستت دارم بهترینم.

دوستت دارم بهترینم
دوستت دارم بهترينم.... :[عشق]

شب برای چیدن ستاره های قلبت خواهم آمد

بیدار باش من با سبدی پر از بوسه می آیم و آن را قبل از

چیدن ستاره های قلبت روی گونه هایت می کارم تا بدانی

ای خوبم چقدر دوستت دارم....

سخنانی از پاپلو کوئیلیو
سخنانی از پایولو کوئلیو ۲


با رویاهایت نجنگ، زیرا از تو بسیار نیرومندترند ...
==================

لازم نیست آدمی از کوه بالا برود تا بفهمد بلند است ...
==================

شاید خداوند صحرا را خلق کرد تا انسان با دیدن نخل تبسم کند ...
==================

جاده تو، آری جاده تو، تنها یکی از جاده هایی است که به خدا می رسد ...
==================

==================
هرکس شمشیری دارد، باید آن را پیوسته بیازماید، مبادا در غلافش زنگ بزند ...
==================

هیچکس نمی تواند چیزی را پنهان کند، وقتی راست به چشمهای ما می‌نگرد ...
==================

تغییر شیوه انجام کارهای روزمره، اجازه می دهد تا آدم جدیدی را در درونت رشد دهی. حقیقتا که تصمیم با خود توست ...
==================

به ندای قلبت گوش بسپار، قلبت همه چیز را می داند. زیرا قلب تو همان جایی است که گنجت نهفته است، پس به دنبالش باش ...
==================

در زندگی عشق باید ممکن باشد. حتی اگر بازتاب و پاسخ آنی نداشته باشد. عشق تنها در صورتی زنده می ماند که امیدی برای فتح معشوق باشد ...
==================

همواره می توانیم بگوییم سنگی که دیگران سوی ما انداخته‌اند به ما نخورده است. ولی تنها شب هنگا

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 21 Mar 2006 و ساعت 11:0 بعد از ظهر |
خیلی نامردید

 

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 21 Mar 2006 و ساعت 10:55 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM