تبليغاتX
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
dormo di Modenaa castle owned by english writersa castle owned by english writers
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 5:11 بعد از ظهر |

تو کیستی ، که من اینگونه ، بی تو بی تابم ؟ شب از هجوم خیالت نمی برد خوابم تو چیستی ، که من از موج هر تبسم تو بسان قایق ، سر گشته ، روی گردابم تو آرزوی بلندی و دست من کوتاه تو دور دست امیدی و پای من خسته است همه وجود تو مهر است و جان من محروم چراغ چشم تو سبز است و راه من بسته است


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 5:4 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 4:59 بعد از ظهر |
زندگی  نامه امینم
 
 
 
امینم یکی از تاک سیاسی خوان های امریکاس

امینم، خواننده موسیقی رپ و کیمبرلی مترز، همسر سابقش چهار سال پس از طلاق و جدال حقوقی بر سر سرپرستی دخترشان، دوباره با یکدیگر ازدواج کرده اند.

امینم که نام واقعی او مارشال مترز سوم است در سال 1999 با عشق دوران دبیرستان خود ازدواج کرد اما بعدتر در اثر موفق خود، "کیم" که سال 2000 عرضه شد، با توصیفهای واضح و روشنی درباره مرگ او خیالبافی کرد.

میهمانان مجلس عروسی که در شهر زادگاه این زوج، دیترویت برگزار شد شامل گروه هیپ هاپ "جی یونیت"، گروهی که فیفتی سنت خواننده رپ در آن عضویت دارد می شد.

امینم موفقترین آثارش را ماه گذشته در آلبومی به نام Curtain Call منتشر کرد که به معنای حضور بازیگران نمایش، پس از پایان اجرا و پیش از کشیدن پرده ها به روی صحنه، برای استقبال از تشویق حضار است.

بازپروری

کیمبرلی مترز
کیم، نخستین بار در سال 1999 با امینم ازدواج کرد

این مراسم در تالار مشهوری در محوطه دانشگاه اوکلند، تحت مراقبت شدید نگهبانان برگزار شد.

این ستاره 33 ساله موسیقی رپ، در حالی که کلاه قرمز بیسبال بر سر داشت، سوار بر لیموزین سیاه رنگی به محل مراسم آمد.

امینم و کیم مترز که سی سال دارد، هر دو دوران کودکی خود را در حومه دیترویت گذرانده اند و خانه هایشان در فاصله هشت مایلی یکدیگر قرار داشت.

دخترشان هایلی که مدتها پیش از ازدواج این زوج به دنیا آمده بود، پس از طلاق آنها در کانون یک جدال حقوقی تندوتیز قرار گرفت.

امینم، ماه اوت سال گذشته میلادی با گذراندن دوره بازپروری به دلیل اعتیاد به قرصهای خواب آور، خبرساز شد.

او همچنین تایید کرد که به بازنشستگی از حرفه موسیقی فکر می کند.

او گفت: "من حالا در مقطعی از زندگی ام قرار دارم که نمی دانم مسیر حرفه ای ام چگونه پیش خواهد رفت."

"به همین دلیل بود که (آلبوم بهترین آثارم را) دعوت آخر به روی صحنه (Curtain Call) نام گذاشتیم. این آلبوم می تواند آخرین کار باشد. ما نمی دانیم."

 

زندگی  نامه امینم

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 4:57 بعد از ظهر |
۰ سنتبعد از ۲ پاک بهترین هستن

۲پاک

برای دوست دران رپ

 فیلم امینم

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 20 Nov 2006 و ساعت 4:55 بعد از ظهر |

روزی مانند پرنده ی طوفان زده ی آشیان گم کرده ای

 از دیاری غریب به سرزمین عشق تو رو یافتم

 سرزمینی که خیال می کردم پر از نور و امید است

و عطر گل و بهار جاودان دارد اما افسوس که

مرغ بیشه های غریب نمی دانست که

 روزی این سرزمین را امیدی نیست

تقدیم به آنکه آفتاب مهرش در آستان دلم هرگز غروب نخواهد کرد

گلی که همه اوراببویندعطرش راازدست میدهد

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 14 Nov 2006 و ساعت 7:28 بعد از ظهر |

نمي دانم محبت را بـر چه کاغذي بنويسم که هرگز پاره نشود

بـرچـه گلـي بـنويـسم که هـرگز پرپر نشـود

بـر چه ديواري بنويسم که هرگز پاک نشود

بـر چه آبـي بنويسم که هـرگز گل آلود نشود

وسرانجام بـر چه قلـبي بنويسم که هـرگز سـنگ نشود

دردم را به كه گويم ؟

خواستم با نسيم بگويم ،سر گرم چمن بود .

خواستم بنشينم كنار دريا ،سر صحبت را باز كنم،با ساحل غرق گفتگو بود،

پيچك ناز مي كرد بر سپيداري كه بر تنه اش پيچيده بود و

خواستم با تو بگويم اما در خلوتت صداي غريبه اي را شنيدم

درد خود را نگاه خواهم داشت ،شايد اين سوختن خوشتر از آن افروختن باشد...


تفاوتهاي خون و اشک

1.خون قرمزه رنگه عشقه ، اشک بيرنگه درد عشقه .

2.خون وقتي مياد بيرون ميسوزه اما اشک اول ميسوزه بعد بيرون مياد.

3.خون مال زخم جسمه ولي اشک مال زخم روحه.

4.جاي زخم خون خوب ميشه ولي مال اشک خوب نميشه.

5.خون هميشه مال درد و غمه ولي اشک بعضي وقتا مال خوشحاليه

6.جلوي خون و ميشه گرفت ولي اشک رو نه!

7.از جاري شدن خون، کسي خجالت نميکشه اما بعضيا از اينکه اشک بريزن خجالت ميکشن


شايد يه روزي كسي رو كه باهاش خنديدي فراموش كني! اما كسي رو كه باهاش گريه كردي..... هرگز

- زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد. با وفاترين دوست به مرور زمان بي وفا شد. اين پرپر شدن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست از روزگار است

- دوست دارم نه به اندازهء بارون چون یه روز بند میاد.دوست دارم نه به اندازهء برف چون یه روز اب میشه...

دوست دارم نه به اندازهء گل چون یه روز پژمرده میشه...دوست دارم به اندازهء اسمونا چون از هر طرفش بری تمومی نداره...

- اسارت در عشق زیباترین اسارتیست که مفهوم رهایی را می شود از ان فهمید و من دیر زمانیست که اسیر این رهایی شدم و من از پشت میله های اسارت فریاد می زنم که دوستت دارم...

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

- عشق ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست عشق آن است كه يكي براي ديگري چتر شود وديگري هيچ وقت نفهمد كه چرا خيس نشده

- وقتي به آسمون نگاه ميکني، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره را، همه نگاه ميکنن!!

در خواب ناز بودم دیدم شبی کسی در می زند

در را گشودم روی او

دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا از غم بیاموزید وفا

با آن همه بیگانگی به من سر میزند

+ نوشته شده توسط نجوا با تنهایی ها در 14 Nov 2006 و ساعت 7:27 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM